در یُبس ترین حالت ممکنم..
میم جان بهتره، رفت قم که برای چهلم پسر عمه ش اونجا باشه و زمین رو بفروشه.
داریم خونه دار میشیم، داریم خونه دار میشیم و من بی حس ترینم.
حالم خوش نیست.
بیخیال حوصله ی حرف زدن ندارم..
در یُبس ترین حالت ممکنم..
میم جان بهتره، رفت قم که برای چهلم پسر عمه ش اونجا باشه و زمین رو بفروشه.
داریم خونه دار میشیم، داریم خونه دار میشیم و من بی حس ترینم.
حالم خوش نیست.
بیخیال حوصله ی حرف زدن ندارم..