هربار پریودم دیر میشه میگم خدایا شکرت انگار دیگه داره تموم میشه ولی نه متاسفانه میبینم که نشده!
این موقع ها فکر میکنم هیچ اختیاری به اون معنا که آدم موجود مختاریست وجود نداره، تمام حالِ بدِ تو بر اثر تغییر هورمونهای بدنته، تمام خاطرات بد، دلنگرانیها و نشخوارهای ذهنی، همه و همه توو این مدت برات پر رنگتر میشن تا قششششنگ عذابت بدن و این دست خودت نیست، دست دوتا هورمونه و تو خوشحالی که موجود مختاری هستی..
انگار تمام زندگیت بازیچه ای و خیال میکنی که داری بازی میکنی ولی متاسفانه دسته خرابه رو دادن دستت و میگن آفرین خیلی خوب بازی میکنی، خیلی مسلطی!
یه مسئله ای هست که یه مدته میدونم و خب در مقابلش سرم رو مثل کبک کردم زیر برف و هربار که پریود میشم اولین سرچ گوشیم همینه، «اثرات مصرف فلان ماده مخدر بر روی معده»..
در حالت عادی مسئله ایه که نمیخوام ببینمش، نمیخوام بهش فکر کنم، نمیخوام به دردام اضافه کنم ولی یه دفعه پریود میاد و پوست روی زخمام رو میکنه و روشون نمک میپاشه و میگه حالا بسوز..
اشکای لعنتیم میاد، هر قطره برای یه درد، هر قطره برای یه سختی و پریدن پلک چشم چپم..
همین که توو این خاورمیانه ی لعنتی زندگی میکنیم برای مُردن کافی نیست؟